مروری بر معتاد و نکات مهم آن را در ادامه بخوانید.
معتاد بود. به صدا... به آغوش... به طعم شراب لب های خوش رنگ ... و به کلمات... معتاد بود به کسی که عاشقانه ترین کلمات رو تو قلبش می ساخت. طاقت خماری نداشت. برای همین صبح تا شب و شب تا صبح صداش رو تزریق می کرد. رویا می ساخت. وقتی نبود درد می کشید و صبوری می کرد.
بیان کرده بودم نذار بفهمه معتادش شدی. نذار بفهمه نباشه خواب و خوراک تو از بین میره. نذار بفهمه کمرنگ شدنش از پا درت میاره. بیان کرده بود باشه ولی معتاد بود. به چشم ها ... به موهای لخت بلند ... به بوی تن بعد هم آغوشی ... و به کلمات... معتاد کسی بود که بهش اعتیاد نداشت. بیان کرده بودم اگه بفهمه معتادش شدی ازت فرار می کنه. بیان داده بود باشه ولی معتاد بود. به بوسه های آرام و طولانی ... به صدای نفس های نامنظم بعد هر آغوش ... به تلاش های بیهوده... و به کلمات...
اظهار داشته بودم معتاد شدن یعنی ضعیف شدن ... یعنی ترحم دیدن ... یعنی فراموش شدن ... بیان داده بود باشه ولی معتاد بود ... به خاطرات ... به خاطرات ... به خاطرات...
اطلاعات دقیقتر درباره معتاد در دست تهیه است.
این مطلب به بررسی آخرین اطلاعات منتشر شده درباره معتاد میپردازد.
تمام اطلاعات بر اساس گزارشهای منتشر شده در زمان نگارش این مطلب تهیه شده است.
جدیدترین جزئیات و تغییرات مربوط به این موضوع در متن گزارش آمده است.
برچسب:
نویسنده: زهرا کوهی